خرید بک لینک
خیلی سال پیش یک جایی خونده بودم مرسدس بنز اونقدر از استحکام دبلیو 140 خودش اطمینان داشت که بعداز تصادف پرنسس ولز درخواست تحویل لاشه اتومبیل از بابت بررسی علل مرگ ادعایی ایشان در خودروی مذکور را به دربار (پادشاهی بریتانیا) ارائه داد.. اما این درخواست مورد موافقت قرار نگرفت. گفته شده بود مرگ وی ناشی از خونریزی داخلی عوارض حاصل از وقوع سانحه در این خودرو بوده و این برای مرسدس بنز پر ابهام و چندان مورد قبول نبود ..البته من به جزئیات ماجرا ورود نکردم مختصر چیزایی که در اینباره اکنون بنگارش مشغولم حاصل خوانده شده‌هایم از همان دوران است... بهرحال شاهدخت سابق و مادر ولیعهدهای آینده تا حد زیادی از کنترل خارج شده بود و می‌رفت تا یک افتضاح جمع نشدنی برای پادشاهی مشروطه بریتانیا به بار بیاره که بجهت پیشگیری از عمیق شدن فضاحت یک انتخاب غلط ازدواج با یک مرد عرب محوش کردند از مقابل لنز تمام پاپاراتزی‌های دنبال کننده وی ... صحبت از افتضاح و مترادف عمیقش (فضاحت) به میان آمد.. قبل ش اما بگم اتومبیلی که بر کفی کامیون قرار گرفته تا از درون تونل محل وقوع حادثه انتقال داده شود و شما تصویرش را ملاحظه می‌کنید...لاشه باقی مانده دبلیو 140 مدنظر است نکاتی که در عکس می شود بعنوان یک بیننده عادی مشاهده کرد و بیان نمود از این دست است که شاسی باوجود ضربه ناشی از برخورد همچنان توان تحمل وزن اتومبیل و تسمه‌های جرثقیلو داره و این یعنی همچنان مستحکم هستن! و دیگر این که ستون‌های اتومبیل را برش زدن برای برداشتن سقف و ورود به اتاق. ضربه سختی به قسمت جلو وارد شده بخش موتور و اجزای فنی اتومبیل جملگی له شدن با اینهمه داشبورد و صندلی راننده سرجای خود قابل مشاهده‌اند و ایربگ‌هایی که احتمالا به موقع عمل کرده و... ... ب

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:11

من یه آدم شلخته‌ی بهم ریخته‌ی درهم برهمم... تازه کجم هستم... کچل نه.. کج.. و بشدت مزخرفم.. مرا باور کنید و به صداقتم ایمان آورید که رستگاری از آن ماست ...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ساعت 21:47  توسط 14  | 

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:11

من در طول زندگی با بدشانسی های زیادی مواجه شدم؛ سر وقت نرسیدن.. هرگز نداشتن! آدم معمولی‌ای بودن، معضل راست دست بودن! و خیل موارد دیگه.. اما بدترینش از نظر من این بوده که موهای سرم مثل بابام نشده! . ..فر .. نه! .. دقیقن همونطور که موهای دیگو مارادونا بود..! . ..فرررر نشدن مثل پدر ....+ مشهور نیستم.. اما اگر می‌بودم، انتخابم اینطور بود که؛ هیچ صفحه‌ای در اینترنت از من وجود نداشته باشه... درواقع به سیاق قبل از پیدایش عالم نت زندگی می کردم ... با نامه نگاری و ارسال آن بوسیله چاپار و یا دادن علامت بواسطه قطع و وصل دود آتش برای ایجاد دیالوگ با مکان های دور دست ...این ها رو از این جهت میگم که من اگر در موقعیت جی.کی. رولینگ بودم.. دست نیافتنی‌ترین انسان روی کره زمین می‌شدم! + نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۴۰۴ساعت 8:20  توسط 14  | 

برچسب: نویسنده: حمید احمدی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:11

صفحه بندی